X
تبلیغات
نماشا
رایتل

هر چند امیدی به وصال تو ندارم.....

هر چند امیدی به وصال تو ندارم
یک لحظه رهایی ز خیال تو ندارم


ای چشمه ی روشن منم آن سایه که نقشی
در آینه ی چشم زلال تو ندارم


می دانی و می پرسیم ای چشم سخنگوی
جز عشق جوابی به سوال تو ندارم


ای قمری هم نغمه درین باغ پناهی
جز سایه ی مهر پر و بال تو ندارم


از خویش گریزانم و سوی تو شتابان
با این همه راهی به وصال تو ندارم


دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

[ یکشنبه 1 خرداد 1390 ] [ 00:59 ] [ زهرا ]

[ 9 نظر ]