X
تبلیغات
رایتل

چشم ها گریان...

چه شبی ست....؟!!
چه شبی ست امشب؟!
کلمه ها و واژه ها خسته از دستم فرار می کنند 
در و تخته باز هم با هم جور در نیامده اند
سازها ناکوک شده اند 
و....اما....روزگار 
همچنان میتازد!
جگرم از ته اعماقش میسوزد از درون
از تیکه های پاره شده اش ناله سر میدهد 
تو را می خواند 
و تو گفتی یک کلام:امیدوار باش!
بودم و هستم ولی....
روزگار همچنان میتازد!
چشم ها گریان
دل ها منتظر ندایی از اعماق وجود فرا خواهد خواند 
بخشیدمت 
حال بالهایت را بتکان موسم پرواز است....
سری تکان می دهم 
از خیال بیرون آمده و زمزمه میکنم:
پرواز سکوتیست برای شکستن بغض فریاد!......
لکن می خندم که روزگار همچنان میتازد!!

[ جمعه 3 تیر 1390 ] [ 00:05 ] [ زهرا ]

[ 9 نظر ]