غم که می آید در و دیوار، شاعر میشود
در تو زندانی ترین رفتار شاعر میشود
می نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط کش و نقاله و پرگار، شاعر میشود
تا چه حد این حرفها را میتوانی حس کنی؟
حس کنی دارد دلم بسیار شاعر میشود
تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر میشود
باز می پرسی: چه طور این گونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار شاعر میشود
گرچه میدانم نمیدانی چه دارم میکشم
از تو میگوید دلم هر بار شاعر میشود
نجمه زارع
...............
سلام:
ممنون که به تنهاییم قدم گذاشتین.تشکر از نظرتون.
دلتنگیهای تازه ای نوشتم خوشحال می شم انتقاد کنید.
سلام زهرا جـــــونم

نــه حذفت نکردم من
فکر کنم چون لینکای بعدیت زیاد شده بود ،آدرست معلوم نبود . الانی چندتاشو حذف کردم که لینکت معلوم باشه دوستم