ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه "ش" اضافه می خوندم
تو به قلبم "عق " زدی و من اونو "عشق" می دیدم
تو برای دلم "ور" زدی و من اونو "شور" زدن دلت می دیدم
تو اراجیفت رو "عر" می زدی و من همه اونها رو"شعر" می دیدم
تو ارزش یه "اه" رو هم نداشتی اما من تورو "شاه" می دیدم
غرق ترانه میشوم از نگاه گاه گاه تو / کاش خانه ای بنا کنم در حوالی نگاه تو
عکسای باحالی میزاری
سلام
واقعا حرف دل به دل میشینه...باز هم زیبا بود ..مرسی عزیز
جالب بود.... استفاده کردیم
دوست داشتی به ما هم سر بزن سالار
هیچ وقت به کوچه بن بست ناسزا نگو...!
رنج بن بست بودن برای کوچه کافیست..!!!
موید باشی و پیروز زهرا جونم..
مرسی که همش و قت میذاری...
سلام وبلاگه فوق العاده ای بود


به من هم سری بزن
خوشحال می شم لینکم کنی
من بهار را بی تو دوست ندارم ، من عشق را بی تو دوست ندارم ، من نفس کشیدن را بی تو دوست ندارم ، من زندگی را بی تو دوست ندارم .
چه جالب با یه ش چقدر عوض میشه .... منم الان دقیقا دارم فکر میکنم میبینم آره منم یه ش اضافه میدیدم ... واااای خدا
! قصه ی مادر درست بود ، همیشه یکی بود ولی آن یکی نبود..
سلام زهرا جون پست جالبی بود واقعیته راستی من تقریبا همیشه اپم منتظرتم