دوباره با من باش

دوباره با من باش 
 پناه خاطره ام 
ای دو چشم روشن باش 
هنوز در شب من آن دو چشم روشن هست 
 اگر چه فاصله ما 
 چگونه بتوان گفت ؟
هنوز با من هست 
کجایی ای همه خوبی
تو ای همه بخشش 
چه مهربان بودی وقتی که شعر می خواندی 
چه مهربان بودی وقتی که مهربان می گفتی


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری هفتم www.pichak.net کلیک کنید

اگر تو بازنگردی ...


اگر تو بازنگردی 

 امید آمدنت را به گور خواهم برد

و کس نمی داند 

 که در فراق تو دیگر 

 چگونه خواهم زیست 

چگونه خواهم مرد

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری هفتم www.pichak.net کلیک کنید

ترسم از این است...

من ترانه می سرایم

تو ترانه می نوازی

در ترانه های من اشک است و بی قراری 

یک بغل از ارزوهای محالی...

تا ابد چشم انتظاری...

فکر پایان و جدایی...

ترسم از این است که شاید

در نگاهم  بیابی ردی از یک بی وفایی.

                                                                                         ابتهاج



باز هم دلتنگی …

باز هم دلتنگی …
باز هم زمزمه هایی از جنس بغض و تنهایی
باز هم پنجره باز و انتظار و نیامدنت
اگر بدانم که می آیی تمام بغض های کهنه را فروکش می کنم
اگر بدانم که می آیی تمام پنجره های عالم را به انتظار می نشینم
اگر بدانم که می آیی دیگر تنهاییم را با خاطره هایم پر نمی کنم
تمام خاطره هایم را در صندوقچه قدیمی می گذارم
تا بهانه ای برای نیامدنت نباشد!!!
تو فقط بیا…
بگو که می آیی 
سالهاست گوشهایم در انتظار شنیدن نجوایی آشناست!!!
بگو که می آیی


*او برای همیشه دیر کرده است …

آیینه پرسید که چرا دیر کرده است

نکند دل دیگری او را اسیر کرده است


خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است

تنها دقایقی چند تاخیر کرده است


گفتم امروز هوا سرد بوده است

شاید موعد قرار تغییر کرده است


خندید به سادگیم آیینه و گفت

احساس پاک تو را زنجیر کرده است


گفتم از عشق من چنین سخن مگوی

گفت خوابی , سالها دیر کرده است


در آیینه به خود نگاه می کنم , آه

عشق تو عجیب مرا پیر کرده است


راست گفت آیینه که منتظر نباش

او برای همیشه دیر کرده است …


You were perfect