پشت تنهایی من....

پشت تنهایی من که رسیدی ،

گوشهایت را بگیر !

اینجا سکوت ،

گوش تو را کر میکند

اما !

چشمهایت را باز کن

تا بتوانی لحظه لحظه ی اعدام ثانیه ها را نظاره کنی

هجوم سایه های خیال،

سرابهای بی وقفه ی عشق،

منظره ای به تو میدهد

که میتوانی تنهایی مرابه خوبی ترسیم کنی ...!

امـــــا مَگر ...

مـُـرور میـکنـَم ..


خاطِراتِـمـــان را 


امـــــا مَگر ..


کـُپـــی برابـَـر اَصـــل میشــَـــوَد ؟

فراموشی رو تمرین کن...


فراموشی رو تمرین کن...

شاد باش حتی اگه شده به ظاهر!!

لبخند به لب داشته باش در اوج نگرانی‌ها و ناراحتی‌ها!!

شاید نباشی، ولی طوری رفتار کن که بقیه فکر کنن خوشبختی!!

شاید روزی واقعاً همین ها باشه!...

شادی، خنده، خوشبختی.فراموشی...

شاید تونستی دنیا رو از رو ببری!!!

امشب در خلوت تنهایی ام اهسته بی تو گریستم

امشب در خلوت تنهایی ام اهسته بی تو گریستم 

کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند 

تا بدانی که بی تو چه می کشم 

کاش قاصدک به تو میگفت که در غیاب تو رودی از اشک به راه انداخته ام 

کاش پرنده ی سوخته بال عاشق از جانب من به تو این پیغام را می رساند که:

امید و ارزوهایم بی تو اهسته اهسته در حال فرو ریختن است

از حمل این جنازه هشیار خسته ام....

چـیزی مـرا به قسمتِ بودن نمی برد
از واژه دو وجهـی تکـرار خسته ام

من بی رقم ترین نفس این حوالی ام
از بـودن مکـرّر بـر دار خستــه ام

من با عبور ثانیه ها خرد می شـوم
از حمل این جنازه هشیار خسته ام